تبليغاتX
خدابنده - مطالبی درباره ی مناطق شهرستان خدابنده
اطلاعاتی درباره ی شهرستان خدابنده

۷-سجاسرود

ميرزا فضل‌الله خاوري شيرازي در كتاب «تاريخ ذوالقرنين»، درست پيش از بهاريه سال 1227ه.ق. ماجراي جالبي را ذكر كرده است كه حيفم آمد ناگفته بگذارم و آن «ذكر بروز مزار ارغون‌خان مغول در سجاس رود ولايت خمسه» است. بنابراين يادداشت امروز را  به اين موضوع اختصاص مي‌دهيم.

الف - مزار ارغون

خاوري داستان را با تشريح موقعيت جغرافيايي محل آغاز كرده است: «سجاس‌رود ولايتي است از جمله ولايات خمسه عراق [عجم] كه پايتخت بعضي از سلاطين مغول بوده و در محلي از آن بلوك، حضرت قيدار بن اسماعيل بن ابراهيمِ خليل عليه‌السلام مدفون [است]. در نيم فرسخي بقعه قيدار قريه‌اي است معروف به ارغون و در بالاي سر آن قريه، چشمه‌اي است مشهور به ارغون بلاغي. در سمت جنوب آن قريه و چشمه، كوهي است كه دامان آن مشحون به ريزه‌سنگ فراوان است». («تاريخ ذوالقرنين؛ نامه خاقان»، ميرزا فضل‌الله خاوري شيرازي، تصحيح و تحقيق ناصر افشارفر)
به نوشته خاوري، كربلايي فتحعلي نامي از ايل شاهسون در اين محل زندگي مي‌كرد «كه مردي متموّل و صاحب اوضاع» بود. كربلايي فتحعلي چوپاني از طايفه بيات داشت كه خدمتگزار او بود و كربلايي دختر خود را براي او نامزد كرده بود. «روزي چوپان گوسفندان خود را در دامنه آن كوه برده به چرا سر داد و خود در كناري نشسته رفع خستگي را به پهلو افتاد. ناگاه موشي ديد كه از سوراخي، چند دانه مهره سفيد بيرون مي‌آورد و در آفتاب مي‌گسترد. چوپان آن مهره‌ها را برداشت. بعد از آنكه به اوبه آمد، قدري به جهت خويش به يادگار گذاشت و قدري را به نامزد خويش تعارف كرده، قدّ دامادي برافراشت.
كربلايي فتحعلي مزبور دانه‌ها را در نزد دختر ديده بشناخت. از چوپان جويا شد و شب هنگام با اسباب كاوش به آن مقام شتافت و زمين معهود را شكافت و اسبابي چند از جواهر و طلاآلات يافت. همان شب همه را برداشته به خانه برد و كل آن اسباب را در خانه به خاك سپرد. مجيد نامي از اهالي گروس از اين داستان مطلع گرديد و چون كتابي داشت كه وقايع سلاطين مغول، خاصّه آنان كه در ولايت خمسه پايتخت داشته‌اند در آن ثبت بود، از آن جمله مزار ارغون (چهارمين ايلخان مغول كه در 690 ه.ق. درگذشت و در آن زمان بيش از پانصد و سي سال از مرگ او مي‌گذشت) را در دامنه همان كوه نوشته بودند. مجيدنام مذكور به آن مكان رفته، جايي را كه كاويده بودند دريافت و بعضي اسباب ديگر جسته و پس از آن از بيم بروز در ولايت خمسه و گروس توقف نكرده، به سمت شيروانات شتافت و از آنجا نيز واهمه نموده به ولايت حاجي‌ترخان رفت.
بالجمله شخص چوپان بيات، به سبب ظهور اين خدمت مغرور گشته، صبيّه ارباب خود را علانيه خواستگاري نمود و جوابي ناصواب شنود. پس از آنكه از ارباب مأيوس گرديد، مرواريدهايي كه نزد خود نگاه داشته بود برداشت و به خدمت نواب عبدالله ميرزا، صاحب‌اختيار ولايت خمسه رفته، همّت بر بروز مطلب گماشت. نواب شاهزاده چند نفر از معتمدين تعيين و اسباب را به نمايندگي چوپان از كربلايي فتحعلي گرفته، آوردند.»


- فهرست یافته ها در مزار ارغون خان

خاوري شيرازي اشيائي را كه در مزار ارغون‌خان پيدا شده بود، چنين فهرست كرده است: يك جليقه طلاي مرصع با لعل و زمرّد و فيروزه با يك كمربند، يك خنجر مرصع با دسته و غلاف طلا، «پارچه‌هاي طلا كه از قراين، زين اسب بوده و چوبش پوسيده و همان طلا باقي مانده بود»، يك تُنگ چهارپر طلا، يك جام طلاي مرصع به لعل و فيروزه، يك رشته بلند مخصوص آويختن شمشير به شانه كه «كرمك‌هاي طلا داشت» و تعدادي لعل و مرواريد درشت.
«خلاصه نوّاب شاهزاده مجدداً معتمدين تعيين و خاك آن سرزمين را بيخته، چند دانه ميخ طلا كه به جهت زين ساخته بودند و هر يك وزناً بيست‌وپنج مثقال مي‌شد، پيدا كرده بر اسباب مزبوره افزودند. چند دانه موي سياه و سفيد و قرمز نيز كه مشابه موي ريش بود، در آن خاك پيدا شد. امناي دولت از اين معني آگاه و بر حسب امر اعلي، سلمان‌بيك كُرد مدانلوي غلام خاصّه، به جهت تحقيق اين اوضاع مأمور و اسباب مزبور را گماشتگان نوّاب عبدالله‌ميرزا آورده، از نظر همايون گذشت و در صندوقخانه مباركه اندروني مخزون گشت.

بالاخره كربلايي فتحعلي شاهيسون كه در بدايت كار مباشر اين عمل شده بود، چنان از وضع و ثروت افتاد كه كارش به تكدّي و احتياج روي نهاد. روزها در خيمه‌هاي اتراك شاهيسون گدايي مي‌كرد و شب‌ها با كمال عسرت و پريشاني به روز مي‌آورد.
پس از ظهور اين مقدمه، دخمه‌جات سلاطين عجم را كه در ملك فارس مي‌باشد، كاويدند و جز قدري خاك سياه چيزي نديدند: «فاعتبرو يا اولي‌الابصار» بمنّه و جوده.»

              

- سجاس به روایت تاریخ

 

حمدالله مستوفی در نزهت القلوب می نویسد : سجاسرود و سهرورد در اول دو شهر بوده است و در فترت مغول خراب شد. و اکتون ( تاریخ تالیف کتاب ) از هر یک به قدر دهی باقی مانده و چند دهی دیگر نواحس آن دارد. در معجم البلدان سجاس بکسر اولش و فتح آخرش آمده است :در سالهای اخیر این شهر از مهمترین شهرهای بین همدان و ابهر بوده است عبدالله پسر خلیفه گقته است گویی که من سوار بر مرکب جنگ و غارت نشدم جلوی شمشیری را نخواهم گرفت هنگامی که فاسد عقب مانده و لنگ شد به سواران پافشاری نخواهم کرد بدنبال گروهی از میمه سجاس و ابهر ابوجعفر محمدبن علی پسر عبدالله بن سعید سجاسی ادیب منسوب به آنجاست و سروده ها و تک بیتی های ادبی از او بجا مانده است ذکر شده است که سجاس از شهر های معروف آذربایجان است و گفته شده است که امروز سجاس شهری است بزرگ با دشتهای خوشبو دارای غلات فراوان و درختان زیاد و همچنین آبی گوارا در جنوب شرقی زنجان و بین این شهر و زنجان فرسنگها فاصله است و معروف است بر سر زبانها و سالهاست که باقیست ....

دونالون ویلبر جهانگرد معروف آمریکایی در کتاب خود از سجاس چنین می نویسد : شرح مختصر حمدالله مستوفی که در کتاب خود در حدود سال ۱۳۴۰ میلادی نوشته است از ناحیه سجاس یا یسجای یا ساجیس نام می برد و فاصله آنرا در حدود نصف روز در جنوب سلطانیه ذکر می کند. شههرهای این ناحیه در حملات مغول ویران گردیده (۱۲۹۰ میلادی) مقبره ارغون در کوهستان کمربندی سجاس(شاید منظور نویسنده قیدار فعلی باشد)  بوده که در بدو امر پنهان بود ولی بعدا دخترش اولجای خاتون صومعه ای در این محل ساخت و کسانی را در آن محل مستقر نمود از سلطانیه به سمت جنوب در کوهستان راهی است که به زحمت برای اتومبیل قابل عبور است در سمت دیگر شعبه ای به سوی مغرب به سجاس می رود که از سلطانیه ۵۶ کیلومتر فاصله دارد در کنار شهر کوچک بنای قابل توجهی وجود داشته که مسجد جمعه است این بنا شبیتان بزرگ مربع شکل است که روی آن گنبدی به ارتفاع ۲۶ متر ساخته شده است. طرز معماری آن در کلیه جزئیات شبیهه گنبد مسجد جامع قزوین است که در دوره سلجوقیان است که در دوره سلجوقیان ساخته شده است. به طور قطع می توان گفت که ساختمان سجاس در حدود ۱۱۰ میلادی ساخته شده است. دو کتیبه متعلق به این دوران و جود دارد که هیچکدام تاریخ ندارند !  مدخل دیوارهای شرقی و غربی مسدود شده است ....

 - مسجد جامع شهر سجاس

 

 مسجد جامع سجاس یکی از آثار برجسته منطقه است که به سبک مساجد شبستانی ساخته شده است و در آثار قوسهای فرو ریخته در قسمت شمالی نشان می دهد که این بنا ملحقات دیگری نیز داشته است.

بنای موجود این شبستان شکل گنبد وار دارد که به مساجد جامع چهار طاقی ساخته شده است و دارای گچ بری های بسیار ارزنده است .

در بنای مسجد چهار کتیبه با خطوط نسخ ابتدایی و ثلث کوفی جلب توجه نموده است و همچنینی کتیبه دیگری ( حداقل ۵۰ سانتیمتر ) در گرداگرد مسجد با متن سوره مبارکه تبارک نوشته شده است.

تزئینات مسجد با گچ بریهای مساجد جامع اصفهان  قزوین ابهر و قروه ابهر مقایسه بوده و در کنار این بنای تاغریخی قبرستان تاریخی سجاس که مربوط به قبرستان شهدای حمله مغول است به چشم می خورد . این قبرستان مدفن شهدایی است که شرافتمندانه با قداره بندان مغول جنگیده و به شهادت رسیدند .

سنگ مزار این شهدا با نقوش اسلیمی و طراحی های هندسی و سوره های مبارک قرآن کریم به خط کوفی حجازی شده است. و...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 20:0  توسط ف_منصوری  |