|
اطلاعاتی درباره ی شهرستان خدابنده
|
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 14:58 توسط ف_منصوری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگه وقت داری کلیک کن
+
نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن1385ساعت 11:22 توسط ف_منصوری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در جمعه 19 اسفند1384ساعت 14:38 توسط ف_منصوری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||
| ||||
|
|
|
|
|
|
||||
|
۲ـ تصاویری از شهر تاریخی و فرهنگی شهر سجاس
۳ـ تصاویری از غار زیبای کتله خور واقع در منطقه ی گرماب شهرستان خدابنده
+
نوشته شده در سه شنبه 20 دی1384ساعت 20:10 توسط ف_منصوری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فهرست مطالب وبلاگ
۱- محل جغرافیایی و آب و هوای شهرستان خدابنده ۲ـ ۳ـ کوههای شهرستان خدابنده 4- دین و مذهب اهالی شهرستان خدابنده 5- سابقه و نام شهرستان خدابنده از دیدگاه تاریخ الف: قیدار نبی (ع) ب: خدابنده 6- فلاسفه ، دانشمندان ، علما ، شعرا ، وهنرمندان شهرستان خدابنده الف: شیخ شهاب الدین سهروردی ب: شیخ شهاب الدین سهروردی ج: شیخ ابوالغنائم رکن الدین سجاسی د: شیخ احمد سهروردی ه: شمس الدین سهروردی خطاط و: عباس خان افشار م: محمد حسین خان افشار ی: میرزا خلیل مصائبی ۷- مطالبی درباره ی مناطق شهرستان خدابنده الف: سجاسرود - مزار ارغون - فهرست یافته ها در مزار ارغون خان - سجاس به روایت تاریخ - مسجد جامع شهر سجاس - زند گینامه ی مرحوم حجةالاسلام آخوند ملا قربانعلی ارقینی از توابع سجاس ب : اطلاعاتی درباره ی شهر سهرود - سهرورد - زندگینامه و آثار شیخ شهاب الدین سهروردی ۱ - نگاهی به زندگی شیخ شهاب الدین سهروردی 2 - آثار شیخ شهاب الدین سهروردی
+
نوشته شده در یکشنبه 27 آذر1384ساعت 20:15 توسط ف_منصوری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||
|
۱- محل جغرافیایی و آب و هوای شهرستان خدابنده شهرستان خدابنده با وسعتی معادل ۴۸۰۰کیلومتر مربع در جنوب استان زنجان، بین طول شرقی۴۸درجه و ۳۵ دقیقه، و عرض شمالی۳۶ درجه و۷ دقیقه قرار دارد. از شمال به شهرستان زنجان وابهر وبخش آوج و از جنوب به استان همدان و از غرب به استان کردستان و قسمتی هم از غرب به زنجان محدود میباشد. شهرستان خدابنده از۴ بخش مرکزی ، افشار ، بزینه رود و سجاسرود و ۲۳۲روستا و ۳۳روستای خالی از سکنه تشکیل شده است. آب و هوای شهرستان کوهستانی است و با توجه به شرایط خاص کوهستانی می توان آب و هوای آن را اقلیم معتدل کوهستانی نیز به حساب آورد.خصوصیات این آب و هوا٬ گرمای شدید دره ها در تابستان و اعتدال آنها در زمستان و بر عکس سرمای شدید مرتفعات در زمستان و اعتدال آن در تابستان است.
سرما معمولا در این منطقه از اواخر آبان و اوایل آذر ماه شروع شده و اغلب تا پایان فروردین ماه ادامه می یابد. مقدار بارندگی منطقه که اغلب در زمستان بصورت برف است معدل ۱۰ سال گذشته حدود ۴۰۰میلیمتر بوده است. ۱- در شرق و شمال بخش گرماب دو شاخه به ترتیب آجی چای و شیرین چای جاری بوده که در شمال شرقی به هم متصل شده و در شمال غرب به قزل اوزن می ریزد. 2- خرارود که ازروستای شیخلو و نعلبندان سرچشمه گرفته و با دریافت آشاقی چای ازآبی سفلی و قره محمد چای از پسکوهان و دیگر آبهای جاری با جهت غربی و شرقی به جنوب شهرستان قزوین منتهی می شود. 3- قانی چای ا زروستای مزید آباد سرچشمه گرفته و با دریافت رودهای متفاوت درشهرسجاس به سجاسرود موسوم گشته و به قزل اوزن در شمال غرب می پیوندد. ۳- کوههای شهرستان خدابنده 1- ارتفاعات قشلاق گونای در روستای گرماب دارای غار بزرگ و زیبای کتله خور. 2- ارتفاعات قیدار با ارتفاع 2812متر در غرب شهرستان خدابنده. ۳- آق تپه بین روستاهای حصار و بجقین . 4- قره تپه بین روستاهای حصارو لاچوان. 5- قزل برون در غرب شهرک سجاس . 6- ساری داش در روستای دهجلال (گردنه ی دهجلال). 7-در گوجه ییلاق گردنه ی گوجه ییلاق واقع در راه قیدار به بخش گرماب . 8- ملا یعقوب در روستای آبی سفلی . ۴-دین و مذهب اهالی اکثریت قریب به اتفاق یعنی %99 مردم مسلمان و شیعه اثنی عشری می باشند.و%1ازاهالی این شهرستان که در روستاهای آن زندگی می کنند منجمله عده ی قلیلی در روستای خوش و اکثریت روستاهای زرزر، دولجین و آغاجری میباشند که ارادت خاصی به حضرت علی(ع) دارند ((علی الهی ))وعده ی دیگر سرطالبی یا سیره ی طالب به زندگی مشغول هستند و در پاره ای از موارد دارای اعمال مذهبی مخصوص یه خودشان می باشند که کلآ به نامهای افشار در منطقه شناخته می شوند و مسلمانها در اصطلاح این طایفه مقدم نامیده می شوند.
+
نوشته شده در سه شنبه 15 آذر1384ساعت 20:0 توسط ف_منصوری
|
|
|||||||||||
|
|||||||||||
|
|
|
||||
|
۵- سابقه و نام شهرستان خدابنده از دیدگاه تاریخ
با توجه به این موضوع که در کتب و نقشه های مختلف جغرافیایی نام شهرستان را به دو صورت جداگانه به نامهای قیدار نبی(ع)و همچنین خدابنده معرفی می نماید،الزامآ دلایل مذهبی و تاریخی خالی از ذکر نمی باشد: الف:قیدار نبی (ع)
نام قیدار که بنا به روایات گوناگون قبر حضرت قیدار نبی (ع)، از سلسله جلیله و اجداد حضرت رسول اکرم (ص) می باشد ،که قسمتی از نصب وی را چنین می شمارند: ....سلامان بن حمل بن قیدار بن اسماعیل بن ابراهیم خلیل الله بن ناروخ ...که بیست و پنجمین جد پیامبر اسلام بوده و پسر حضرت اسماعیل و پدر بزرگوار آن حضرت ابراهیم خلیل الله می باشد. چنانکه اشاره گردید قبر حضرت قیدار (ع) که از اصلاب شامخ و ارحام مطهر میباشد،بدست بلغارخاتون دختر ارغون شاه بقعه احداث و در تاریخ 1319 هجری توسط شخصی بنام امیر افشار که جهانشاه خان لقب داشت گنبد و مقبره شریفش را با بهترین وضع آن زمان تعمیر نمود.ودور تا دور مقبره حجرات فراوانی قرار داد. و حوضه علمیه را آن زمان برای اجتماع طلاب و روحانیون تاسیس نموده است ودر این حوضه اساتید علوم دینی و طلاب زیادی مشول به کار می شدند. و همچنین مسجد جامع امروز که محل اجتماع و برگزاری نماز عبادی سیاسی جمعه می باشد، بدست وی احداث گردیده است. وجود مقبره ی حضرت قیدار نبی (ع) در رونق این شهر سهم بسزایی داشته و در ایام گوناگون زائران گوناگونی را پذیرا است. ب:خدابندهرهگذران و مسافرانی که از تهران و زنجان بسوی قیدار یا بالعکس حرکت می کنند در چهل و پنج کیلومتری قیدار در دشت فراخ و گسترده ( کنگرلند) گنبد معظم و با شکوهی را می بینند که بر دهکده مجاور و کوچک خود بنظر تحقیر می نگرد که سلطانیه نام دارد. این گنبد بقایای آثار یکی از بلاد معظم اسلامی است که در آغاز قرن هشتم هجری بنیای آن گذاشته شد،و در اندک زمانی یکی از مراکز سیاست و تجارتی مهم دنیا گردید. دشت کنگرلند که برای نخستین بار جلب نظر ایلخانان مغول یعنی ارغون خان(690-683)را نمود و درصدد برآمد که شهری در همین چمن بنا کند و آن را بعلت داشتن موقعیت خاص پایتخت قرار دهد به همین منظور فرمان داد شهر جدیدی در همین محل بنیان نهند اما دیری نگذشت که عمر ارغون خان به پایان رسید و پس از آن وقتی که غازان خان بن ارغون بر اریکه ی سلطنت تکیه کرد ابتدا مصمم شد بنای نیمه تمام را به اتمام رساند اما به عللی منصرف شد و چون بعد از غازان خان برادرش سلطان محمد اولجایتو به ایلخانی مغول رسید و مذهب شیعه را قبول کرد(716-703) در صدد برآمد شهری را که پدرش بنیاد نهاده بود و به علت مرگ وی نیمه تمام مانده بود، به پایان برد. لذا در بهار سال 704 هجری روزی که تماو امراء دربارش حاصر بودند دستور داد که شهری که دور باروی آن 3000 گام باشد بنا کنند و از میان آن قلعه ای که 2000 گام دورش باشد از سنگ تراشیده بنا کنند. دیوار قلعه طوری بود که بر روی آن چهار سوار می توانستند پهلوی هم راه بروند. اصل قلعه به شکل مربع بوده است و طول هر ضلع آن 5000 گز بوده است و یک دروازه و 16 برج داشت. این بنای تاریخی که گنبد آن بزرگترین گنبد اسلامی است، یکی از شاهکارهای معماری سنتی ایران به شمارمی رود. اولجایتو بتدریج وبراثرمصاحبت و تشویق علامه ی حلی و نقیب مشهد طوسی و سایر علماء تشیع در قبول مذهب شیعه راسخ تر شد و تمام بزرگان را نیز به قبول مذهب شیعه مکلف ساخت و بر اثر علاقه ی شدیدی که اولجایتو به تشیع داشت به ایشان لقب خدابنده دادند. سلطان محمد خدابنده(اولجایتو) در28رمضان716هجری در40سالگی دارفانی را وداع گفت ودر گنبد خود درسلطانیه بخاک سپرده شد.و بدین سان خدابنده نامی است که ازاولجایتو گرفته شده است.
ازهمکاری ارزشمند آقای عباس محرمی بی نهایت سپاسگزارم
+
نوشته شده در یکشنبه 13 آذر1384ساعت 20:0 توسط ف_منصوری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
۶- فلاسفه،دانشمندان،علما،شعرا،و هنرمندان شهرستان خدابنده الف - شهاب الدین سهروردی
شیخ شهاب الدین سهروردی متولد بین سالهای 54۹ هجری قمری درشهر سهرورد (قره قوش )خدابنده است و در۵۸۷ هجری قمری در سن 36 یا ۳۸ سالگی در گذشت. ب - شیخ شهاب الدین سهروردی
شیخ شهاب الدین سهروردی ملقب به ابوحفض عمربن محمد در سال539 در سهرورد دیده به جهان گشود، ودر سال632در بغداد وفات یافت. عارف بزرگ اواخر قرن ششم و نیمه ی اول قرن هفتم است، او مردی زاهد و متقی بود. سعدی در زمان شیخ شهاب الدین می زیست و ارادت خاصی نسبت به ایشان داشت. ج - شیخ ابوالغنائم رکن الدین سجاسی
یکی از مشاهیر صوفیه قرن هفتم هجری است و عده ای از اکابر و مشایخ آن زمان مانند: شیخ اوحدالدین و شمس تبریزی معروف و شیخ شهاب الدین اهری و شیخ اصیل الدین محمد شیرازی از مریدان و تربیت یافتگان او بودند. د - شیخ احمد سهروردی
شیخ احمد سهروردی معروف به شیخ زاده که در سال 720 هجری قمری وفات یافت، وی عالمی گرانمایه و خوشنویسی بلند پایه بود که در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم نظیر نداشت. ه - شمس الدین سهروردی خطاط
مرحوم شمس الدین سهروردی یکی از ستاره های درخشان هنر خط و نقاشی ایران در قرن هفتم در شهر تاریخی و هنر پرور سهرورد خدابنده دیده به جهان گشود . و - عباس خان افشار
عباس خان افشار (پریشان ) فرزند محمد حسین خان افشار متولد 1282 قمری . شاعر بوده و در قریه ی بهمن متولد سده، و در اواخر عمرش در قریه ی عینجیک از توابع خدابنده سکونت داشته است، و در 45 سالگی در هیجدهم ذیقعدة الحرام سال 1317هجری قمری به رحمت ایزدی پیوسته است. م - محمد حسین خان افشار
محمد حسین خان افشار (مجرم ) فرزند مرحوم محمد باقر خان بوده و در قریه ی بهمن در ملک شخصی خود ساکن بوده است،او شعر می گفته و اشعارش بیشتر به اشعار عبید زاکانی شبیه است،او در سال 1304هجری قمری وفات یافته است. ی - میرزا خلیل مصائبی مرحوم میرزا خلیل مصائبی فرزند مرحوم عبدالله بن حسین در سال 1262 ش در قریه ی نهروان سجاسرود خدابنده متولد شده است،و شاعر بوده است. و وفات وی به سال 1325 هجری شمسی در سن 63 سالگی بوده است.
+
نوشته شده در جمعه 11 آذر1384ساعت 20:10 توسط ف_منصوری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۷-سجاسرود ميرزا فضلالله خاوري شيرازي در كتاب «تاريخ ذوالقرنين»، درست پيش از بهاريه سال 1227ه.ق. ماجراي جالبي را ذكر كرده است كه حيفم آمد ناگفته بگذارم و آن «ذكر بروز مزار ارغونخان مغول در سجاس رود ولايت خمسه» است. بنابراين يادداشت امروز را به اين موضوع اختصاص ميدهيم. الف - مزار ارغون خاوري داستان را با تشريح موقعيت جغرافيايي محل آغاز كرده است: «سجاسرود ولايتي است از جمله ولايات خمسه عراق [عجم] كه پايتخت بعضي از سلاطين مغول بوده و در محلي از آن بلوك، حضرت قيدار بن اسماعيل بن ابراهيمِ خليل عليهالسلام مدفون [است]. در نيم فرسخي بقعه قيدار قريهاي است معروف به ارغون و در بالاي سر آن قريه، چشمهاي است مشهور به ارغون بلاغي. در سمت جنوب آن قريه و چشمه، كوهي است كه دامان آن مشحون به ريزهسنگ فراوان است». («تاريخ ذوالقرنين؛ نامه خاقان»، ميرزا فضلالله خاوري شيرازي، تصحيح و تحقيق ناصر افشارفر) خاوري شيرازي اشيائي را كه در مزار ارغونخان پيدا شده بود، چنين فهرست كرده است: يك جليقه طلاي مرصع با لعل و زمرّد و فيروزه با يك كمربند، يك خنجر مرصع با دسته و غلاف طلا، «پارچههاي طلا كه از قراين، زين اسب بوده و چوبش پوسيده و همان طلا باقي مانده بود»، يك تُنگ چهارپر طلا، يك جام طلاي مرصع به لعل و فيروزه، يك رشته بلند مخصوص آويختن شمشير به شانه كه «كرمكهاي طلا داشت» و تعدادي لعل و مرواريد درشت. - سجاس به روایت تاریخ
حمدالله مستوفی در نزهت القلوب می نویسد : سجاسرود و سهرورد در اول دو شهر بوده است و در فترت مغول خراب شد. و اکتون ( تاریخ تالیف کتاب ) از هر یک به قدر دهی باقی مانده و چند دهی دیگر نواحس آن دارد. در معجم البلدان سجاس بکسر اولش و فتح آخرش آمده است :در سالهای اخیر این شهر از مهمترین شهرهای بین همدان و ابهر بوده است عبدالله پسر خلیفه گقته است گویی که من سوار بر مرکب جنگ و غارت نشدم جلوی شمشیری را نخواهم گرفت هنگامی که فاسد عقب مانده و لنگ شد به سواران پافشاری نخواهم کرد بدنبال گروهی از میمه سجاس و ابهر ابوجعفر محمدبن علی پسر عبدالله بن سعید سجاسی ادیب منسوب به آنجاست و سروده ها و تک بیتی های ادبی از او بجا مانده است ذکر شده است که سجاس از شهر های معروف آذربایجان است و گفته شده است که امروز سجاس شهری است بزرگ با دشتهای خوشبو دارای غلات فراوان و درختان زیاد و همچنین آبی گوارا در جنوب شرقی زنجان و بین این شهر و زنجان فرسنگها فاصله است و معروف است بر سر زبانها و سالهاست که باقیست ....
دونالون ویلبر جهانگرد معروف آمریکایی در کتاب خود از سجاس چنین می نویسد : شرح مختصر حمدالله مستوفی که در کتاب خود در حدود سال ۱۳۴۰ میلادی نوشته است از ناحیه سجاس یا یسجای یا ساجیس نام می برد و فاصله آنرا در حدود نصف روز در جنوب سلطانیه ذکر می کند. شههرهای این ناحیه در حملات مغول ویران گردیده (۱۲۹۰ میلادی) مقبره ارغون در کوهستان کمربندی سجاس(شاید منظور نویسنده قیدار فعلی باشد) بوده که در بدو امر پنهان بود ولی بعدا دخترش اولجای خاتون صومعه ای در این محل ساخت و کسانی را در آن محل مستقر نمود از سلطانیه به سمت جنوب در کوهستان راهی است که به زحمت برای اتومبیل قابل عبور است در سمت دیگر شعبه ای به سوی مغرب به سجاس می رود که از سلطانیه ۵۶ کیلومتر فاصله دارد در کنار شهر کوچک بنای قابل توجهی وجود داشته که مسجد جمعه است این بنا شبیتان بزرگ مربع شکل است که روی آن گنبدی به ارتفاع ۲۶ متر ساخته شده است. طرز معماری آن در کلیه جزئیات شبیهه گنبد مسجد جامع قزوین است که در دوره سلجوقیان است که در دوره سلجوقیان ساخته شده است. به طور قطع می توان گفت که ساختمان سجاس در حدود ۱۱۰ میلادی ساخته شده است. دو کتیبه متعلق به این دوران و جود دارد که هیچکدام تاریخ ندارند ! مدخل دیوارهای شرقی و غربی مسدود شده است .... - مسجد جامع شهر سجاس
مسجد جامع سجاس یکی از آثار برجسته منطقه است که به سبک مساجد شبستانی ساخته شده است و در آثار قوسهای فرو ریخته در قسمت شمالی نشان می دهد که این بنا ملحقات دیگری نیز داشته است. بنای موجود این شبستان شکل گنبد وار دارد که به مساجد جامع چهار طاقی ساخته شده است و دارای گچ بری های بسیار ارزنده است . در بنای مسجد چهار کتیبه با خطوط نسخ ابتدایی و ثلث کوفی جلب توجه نموده است و همچنینی کتیبه دیگری ( حداقل ۵۰ سانتیمتر ) در گرداگرد مسجد با متن سوره مبارکه تبارک نوشته شده است. تزئینات مسجد با گچ بریهای مساجد جامع اصفهان قزوین ابهر و قروه ابهر مقایسه بوده و در کنار این بنای تاغریخی قبرستان تاریخی سجاس که مربوط به قبرستان شهدای حمله مغول است به چشم می خورد . این قبرستان مدفن شهدایی است که شرافتمندانه با قداره بندان مغول جنگیده و به شهادت رسیدند . سنگ مزار این شهدا با نقوش اسلیمی و طراحی های هندسی و سوره های مبارک قرآن کریم به خط کوفی حجازی شده است. و...
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 20:0 توسط ف_منصوری
|
|
|||||
|
|||||